ثواب گریه ی دروغ برای پدر لخت!
ثواب گريه ي دروغ براي پدر لخت!
تفسيري مثبت از يك ادبيات عصباني
مي خواهم يك برداشت مثبت از واژه هايي داشته باشم كه در
متن مهرگان كار كرد منفي اصطلاحي شان بر جسته تر مي شودمثل مزخرف،فيلمفارسي...مهرگان با به كار بردن اين واژه ها نمي گذارد كه حرفش،نقدش ته نشين شود و ته نشسته ي نظرش را ارائه دهد كه به برداشت من ،گلايه و عصبانيت از سطحي بودن يك اثر فرهنگي وهنري؟!ست.
از اين منظر حرف مهرگان كاملن قابل قبول است كه سنتوري نتوانسته است از سطح به عمق برسد و كار در همان سطح پيش مي رود.سنتوري نتوانسته فيلمي باشد كه در هر بار تماشا چيز تازه اي ارائه دهد.اما مهرگان عجولانه رفتار مي كند وهمين امر باعث مي شود بسياري از حرفهاي قابل تاملش ناخوانده بمانند درنوشته اش.
مثلن آنجا كه مي نويسد"سنتوري ... بر خلاف جار وجنجال هاي اطراف آن،با معيار هاي گفتار رسمي ودولتي خواناست"
اين سطر از نوشته ي اوست كه قابليت پي گيري و بحث دارد در صدق وكذبش،در خود حرفي كه پيش مي كشد اصلن.
يا آنجا كه مي نويسد"اگردرهامون،فيگورروشنفكرخسته و جدا افتاده به ياري موسيقي باروك و باخ ونوشته هاي كيركگورپرداخته مي شداكنون كار به جايي رسيده كه در سنتوري،فيگور هنرمند تنها و موزيسين نابغه با توسل به نسخه ي دست پنجم خواننده هاي لس آنجلسي وتين ايجرپسند،ونه حتا فيگوري نزدي به مثلا باب ديلن وجيم موريسون ،همانند سازي مي شود"
اما،سطحي بودن فيلم را نشانه هاي سطحي آن نيستند كه رقم مي زنند،مثلن آهنگ هاي شيش و هشتي،بلكه نقص از فكريست كه ازاين عناصر و نشانه ها استفاده كرده وگرنه مي توان سطحي ترين نشانه ها را در موقعيت هايي به كاربرد كه در راستاي تعمق و چند لايگي انديشه ي انتقادي قرار بگيرند.
از طرفي ،سنتوري تخليه ي اعتراض جمع شده در زير پوست ماست و گمان نكنم خودش هم چيزي بيشتراز اين ادعا داشته باشد،كه نمي تواند،او تنها يك هدف دارد وآن تخليه و تزكيه ي احساسهاي بي واسطه ايست كه بارزترين شان دراين اثر،مشخصه ي شنيداري دارد،اينجاست كه خوانا بودن سنتوري با معيار هاي گفتار رسمي و دولتي چهره نشان مي دهد.
ايده ي پيشرفت
مفهوم ديگري كه درمتن مهرگان به صورت غير مستقيم برآن تاكيد مي شود،ايده ي پيشرفت است كه،مهرجويي هامون ساز و سمندريان فلان اثر حالا چرا،به اين كار ها رسيده اند ؟مهرگان با چنين حرفهايي اين را مي رساند كه معتقد است هر چيزي بايد پيشرفت داشته باشد،پيشرفتي پيرو قوانين و فرمولها شناخته شده، يا اين كه سكوت و تمام شدگي اختيار كند.
از همين روست كه مهرجويي را دعوت به تقليد مي كند واصلن توجه نمي كند،كه راه نجات از مضحكه را در مضحكه مي جويد،حرفش شبيه روايت پا منبريي ست، كه در باب گريه كردن به هنگام دعا نقل مي شود،كه دروقت دعا حتا اگر واقعن گريه تان نمي آيد،اداي گريه كردن در بياوريد!