فضولی نکن!
در کنار این دو یک چیز دیگر هم در بین دختران این نسل بسیار متداول است ، نوشتار های خود ساخته ای که در آنها هرحرف با علامتی خاص شناخته می شودکه صرفن خود فرد آن را می شناسد و می تواند بخواند.
این سه مورد و موارد فراوان دیگری را به عنوان مصادیق راز مندی وشیوه های پنهان کاری نسل ما داشته باشید ویا خودتان مواردی دیگر را به خاطر آورید تا به اصل مبحث وارد شویم.
2.
"فضولی نکن"،و مشتقات این جمله چه به لحاظ لفظی و چه معنایی(مانند: به تو چه!!) از متداول ترین جملات ما ایرانیان است که در مکالمات روزانه به زبان می آوریم.که اگر بخواهیم خوش بینانه به آن بنگریم،دلیلش حفظ حوزه شخصی فرد از تجاوز دیگریست.که در واقع می خواهیم فردیت خود را به رخ دیگران بکشیم و مرز حوزه شخصی مان را معلوم کنیم.و در واقع نمود شکلی دیگر از گفتمان" خودی / غیر خودی" در حوزه فردی است.
فضولی کردن را می توان از چند زاویه مورد بررسی قرار داد:
الف ــ جامعه ایرانی بسیاری از رفتار های طبیعی و غریزی خودــ به لحاظ روانی ــ را در جامعه اموری نا معروف و نا مطلوب می خواند و در نتیجه خیلی از این رفتار ها علی رغم عمومیتی که دارند به ناچار از سوی فرد اسرار شخصی تلقی می شوند.،که هیچکس بدون خواست او حق آگاه شدن ار آنها را ندارد.(در رفتار های خود دقت کنیم؛ما حرفهای زیادی را برای دیگری های بسیاری می گوییم اما به هر کدام ،جداگانه سفارش می کنیم که او به کسی نگوید!)
ب ـ ما خود بسیار علاقه داریم که امور خصوصی دیگران بیشتر آگاه شویم.اما معمولن پس از آگاه شدن نمی توانیم "حرمت مسوولیت"این آگاهی را هم بپذیزیم و همین اخلاق ایرانی موجب می شود که حتی کوچکترین و معمولی ترین امر ها در حوزه اسرار شخصی قرار گیرند.مثل قایم کردن کارت پستال یک دوست.!
آنچه به عنوان فضولی کردن در عمق جامعه ایرانی رخ می دهدرا می توان پرسه زدن های روزمره فرد دانست، تا جای پاهای دیگران را بیابد وبتواند لذت کنار هم گذاشتن آنها به مثابه یک پازل و گرفتن نتیجه دلخواهش را بدست آوردو در ادامه هم با بیان آن در خفا برای دیگری ها(دوستان وهمسایه یا..) بیان کند. شاید دلیل اش هم این باشد که هر خبر هرچه در جمع کوچتری به زبان آید راز آلود تر است! این گزارش ها معمولن بصورتی "حاد واقعیت"(تعبیر بودریار) ،بسیار پر رنگ تر از امر اقعی اتفاق افتاده، به زبان می آیند ،گویی گوینده خبرنگاری است که قصد دارد خبری دست اول را به خبر گزاری بفرستد.
در درون این پرسه زدن ها شکلی از جاسوسی هم نهفته است.پرسه زدن برای جستجوی ابژه ای که علی رغم اینکه پنهان می شود اما شدیدن میل به آشکار شدن داردو تا جاییکه می تواند برای آشکار سازی خود جای پا بر جای می گذارد.
سیر مدرنیزاسیون هم به پرسه زنی کمک شایانی می کند،مدرنیزاسیون همانطور که به هر چه مخفی کردن جای پاها یمان به ما کمک می کند در تسهیل جستجوی آن هم یاری می رساند.برای مثال می توان شیشه های رفلکس خانه هارا در نظر گرفت که فرد(عمومن زنان)براحتی می توانند بدون آنکه از پس آنها دیده شوند به دید زدن کوچه و رفت و آمد ها بپردازند.و بتوانند واقعیات اطراف را عریان تر از آنچه که ممکن است(فقط ممکن است!)بعدها بشنوند را ببینند.و سپس خود بر تن عریان این واقعیتها لباسی آنگونه که خودشان دوست دارند بپوشانند ودرمحافل خصوصی به نمایشش بگذارند.
3.
آیا می توان بین فضولی کردن و میل به دانستن ارتباط قایل شد،یعنی اینکه آن کاری که ما انجام می دهیم و فضولی خوانده می شود ،در واقع میل به دانستن است؟البته اگر این را بپذیریم باید این را هم بپذیریم که وقتی هم چیزی را قایم می کنیم میل به ندانستن دیگری بنامیم.
اما بین فضولی کردن و میل به دانستن تفاوت بسیار است.در میل به دانستن ،فر د به گونه ای می خواهد چیزی را از دیگری بداند که توان این را داشته باشد که خودش را نیز در موقعیت او قرار دهد "به تعبیر انگلیسی ها پایش را در کفش او کند.یعنی به دیگری حق "چگونه "تجربه کردن را بدهد.
اما عملی که "فضولی "خوانده می شود آنهایی هستند که فرد از طرف مقابلش این واهمه را دارد با آشکار شدن رازش، متهم شود؛یعنی ازاو"چرایی "پرسیده شود... یعنی فرد نمی خواهد با فاش شدن اسرارش به واسطه فضولی دیگری،بعدها به عاملی برای تحقیر و تضعیف خودش بدل شود.که دقت به گزاره "نقطه ضعف" هم می تواند دلیلی بر این مدعا باشد.
اما آنچه روشن است این است که گرچه مدرنیته در مقابل سنت ،مدعی حوزه ی خصوصی فرد می شوداما جمله "فضولی نکن"واژه ی بساط کهنه سنت است نه جمله ای در خور یک جامعه مدرن!چرا که در جامعه مدرن فرد حق "آنگونه که می خواهی باش"داده می شود یعنی همان طور که او به تو حق و جرات دانستن می دهد ؛تو هم برای او این حقوق را قایل می شوی. اما در جامعه سنتی با حقوق کاذب که سن و یا جنسیت به بر خی می بخشد روبرو هستیم.
با این حال می توان گفت برجسته ترین امراخلاقی که فردراازآشکار ساختن داشته های خصوصی اش باز می دارد "ترس ازتحقیر شدن"است.که می تواند ریشه اصلی در بیان جمله"فضولی نکن" خوانده شود.امری که جامعه ایران علی رغم این که مدعی است برای مبارزه با تحقیر شدن در دوران معاصر یک انقلاب و یک جنگ را تجربه کرده است اما در درون خود هنوز شدیدن به آن دچار است ،گویی که فرد از تحقیر دیگری به ارزشی نداشته منتسب می شود!
بخوانید بیماری مزمن جامعه ایرانی : تحقیر کن تا بالا روی!