تمنای دیدن و دیده شدن

تمنای دیدن و دیده شدن
پیشانی نوشت:
(نقلی به روایت فریاد)روزی شبلی به سرای یکی از اکابر زمان خویش شد ،شیخ با منکوحه ی خویش بود،منکوحه خواست پرده دراندازد ،شیخ مانع آمد که شبلی را خبر نیست،زمانی برفت و های های شبلی برخاست ،شیخ پرده درانداخت که شبلی با خود آمد(یادم نبود کجا خوانده ام اما قصه با یادم بود)
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۸۵ ساعت 23:23 توسط فریاد ناصری
|