اندیشه و ادب

 

آلت نویسی:اعتراض در سطح و ادبیات بی عمق

 

بعضی ها دچار آلت هایشان شد ه اند.اگر چه قبول دارم به نوعی همه ی آنها که در گیر نوشتن و کشیدن و هر نوع فعالیت هنری هستند به قول نیچه جلقیان اخلاقی اند اما با این همه نوشتن و کشیدن و...یا هر نوع دیگری از دست کشیدن از زندگی عادی،جایگزین همان کاریست که همه می کنندو آنکه می نویسد نمی کند،اگر چه امروزه رویکرد قابل توجه ای دیده می شود به نوشتن نوعی از ادبیات که در ذیل ادبیات اروتیک تقسیم بندی می شوداما  خیلی از آنهایی که ادبیات اروتیک مینویسند دچار پورنوگرافی ادبی شده اند.

مبادا خیال کنید که می خواهم از ساحت مقدس چیزی دفاع کنم که اگر ادبیات کنار گوشه های زندگی آدمی را که خیلی ها و خیلی سالها ندید ه اند و نادیده گرفته اند نکاود برای بودن خود نمی تواند دلیلی داشته باشد اما اروتیسم برهنگی صرف و صرف برهنگی نیست  خدا پدر رولان بارت را بیامرزدکه در بین بودگی را به انبان کلماتمان اضافه کرد

 

زیبایی

در کلماتی نیست

که ادا میشوند

 

زیبایی در سخنی ست

که از گفتن 

سر باز می زند

 

عریا ن نه 

پوشیده در حریر

پستان های زن

وسوسه انگیز تر است

 

            اروتیسم در شعر سانسکریت-ترجمه ی عباس صفاری 

 

 

جایی که نمیتوانی تقسیم بندی کنی ،مرز بکشی که الان این جا کجاست،ادبیات اروتیک اگر چه حول ممنوعه ها می چرخد  اما می خواهد از این ممنوعه بگذرد و به تبار شناسی بپردازد و چرایی این ممنوعه ها رابکاود و زیر سوال ببرد نه که خود اسیر ممنوعه ها شود و در جا بزند،ادبیات اروتیک می خواهد تحقیر را از دوش تن بردارد و زیبایی را در آن نمایان کند شاید دلیل اینهمه اشاره به تن و خواستهای تن در آثار شاعران و نویسندگان حداقل جغرافیای زبانی خودمان در سکوت نگه داشته شدن تن در طی سالیان دراز بوده ،انگشتی که فرهنگ ما و ادبیات تعلیمی بر آمده از آن بر روی لبهای نمکین و شکرین گذاشته اکنون به فریادی کنار رفته و دیگر نمی تواند کاری بکند .

اگر اینگونه نگاه کنیم می توانیم بگوئیم ،شدت هر عکس العملی به شدت عملی وابسته است که از آن بر آمده و در آینده ی نه چندان دور به تعادل خواهد رسید ؛اما نمی توانیم با این توضیح و پیش بینی سطحی و دم دستی ،بی توجه ای خود را به مسائل پیرامونمان توجیه کنیم.از این رو این سطر ها سعی می کنند که دقت خورا به واژه ی اروتیک یا در حوزه ی کلی تر اروتیسم معطوف کنند در ریشه یابی این واژه اروس را پیدا می کنیم،خدای عشق در اساطیر یونان ،اروس خود حاصل نزدیکی الهه ی عشق زنانه-آفرودیت-و الهه ی جنگ-آرس- است یا بهتر بگویم حاصل یک خیانت!خیانت آفرودیت به شوهرخود هپاستوس-1 ،لازم است بدانیم که در اساطیر یونان هر الهه ای سرزمینی دارد و سرزمین آفرودیت شهوت و اشتیاق است،بگذارید کمی تیتر وار کلید واژه های آمده در این روایت را پی بگیریم :آفرودیت-الهه ی عشق زنانه-آرس –خدای جنگ-خیانت  وشهوت و اشتیاق ،گویی از همدستی تمام این مفاهیم است که اروس متولد می شود از همدستی عشق ،حماسه،تن و خواستهای تن وسرپیچی از قانون. میخواهم این سطر ها را همین جا تمام کنم اگر چه دوباره پی گیرشان خواهم بوداما بهتر است در این فرصت بیندیشم بیشتر آثار بوجود آمده درحیطه ی ادبیات اروتیک ما کدام یک از این مفاهیم ذکر شده را ندارد که به نظر من آن مفهوم گم شده در این آثار، حماسه است ،بهر حال برای آغاز اندیشیدن، شما را به خواندن دو شعر که سعی در حضور در این حیطه را دارند دعوت می کنم ،جالب اینکه در پشت هر دوی این شعر ها زنان ایستاده اند.

 

 

 

1)خالی

 

چیزهایی که سوراخ دارند شبیه منند

در خود فرو میکشند خالی میمانند

 

چیز هایی که سوراخ میشوند  شبیه منند

در خود میبرند و خالی میمانند

 

ما که سوراخ هایمان را عزیز می داریم شبیه همیم

خالی

 

                                                   ساقی قهر مان –از وبلاگ مهستی شاهرخی-2

 

 

2)

 

آری !

هر ج.ن.ده ای

تو را که می بیند

چشمک می زند

خنده می کند

مگر نمی دانی؟

ک.ی.ر کلفت

ک.و.س گشاد را فرخنده می کند

 

                                                               شهلا کاتبان-3

                   

1- اروتیسم و اسطوره- ترجمه ی خجسته کیهان

2-http://chachmanbidar.blogspot.com/

۳-http://poetrymag.ws

 

 

 

پا نوشت:اگر بین بعضی از واژه ها نقطه ای آمده برای این بوده که کسی  دست روی دهان مکتوب های خشتی نتواند که بگذارد وگرنه دوست تر می داشتم تن چیزی را که عفت عمومی نامیده اند در گورش بلرزانم و قبح تحمیلی را از روی این واژ ه ها بر دارم قبحی که باعث شده در فرهنگ نابهنجار سکسی ما این واژه ها وسیله ی توهین و دشنام شوند .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 0:47  توسط فریاد ناصری  |