اید ئو لوژی سلطه گر
پیشانی نوشت:
خاموشی خدا
اندیشه های انسان را
در سخن می شکفاند
ايد ئولوژي سلطه گر؛منشا تقسيم بندي "خودي،غير خودي
"سلمان زند
اشاره نويسنده:آنچه مي خوانيد به نوعي مي تواند ادامه نوشته"برادر كشي يا حذف غير خودي" باشد و چون نويسنده در پايان نوشته شان خواسته اند كه نطفه هايي را كه ما مخاطبان هم مي بينيم بر كاغذ بياوريم،نوشته شد. البته پيشنهاد مي كنم كه نقل قول گلد من را پيرامون "هم ارزي اوضاع اقتصادي و اجتماعي با آثار ادبي و فلسفي " را دوباره بخوانيد .چرا كه اين نوشته به نوعي از زاويه مسائل سياسي ،اجتماعي و اقتصادي بحث "برادر كشي يا حذف غير خودي " را ادامه مي دهد.
برادر کشی یا حذف غیر خودی!
پیشانی نوشت:
در بخش نخست آنچه که سطرها نوشتند این شد که صوفیان صفوی با بر تخت نشستن دست به حذف کسانی زدند که با اینان نبودند و گاهی هم بر اینان بودند از این رو جامعه را به دو بخش خودی و غیرخودی تقسیم کردند هر چند که تشخص این دسته بندی به خصوص در بخش غیرخودی ها به لحاظ اندیشه نه در تمامیت اجتماع که در صاحبان اندیشه ای بودکه بروزاندیشه شان می توانست در کل اجتماع تسری پیدا کند از این رو صفویان دست به حذف غیر خودی ها زدند و خفقانی ایجاد کردند که تخم هر اندیشه ای که با آنها و نظام مشروعیت بخش شان سرنا سازگاری داشت در حسرت روزنه ای برای برشدن درد ل اندیشه ورزان سوخت این ویژگی تمام حکومت هایی ست که نظام سیاسی شان بر پایه ی یک اید ئو لو ژی مستقر است به عبارت دیگر نظام های ساسی اید ئو لوژیک اگر چه در دوره های پیشا حکومتی نشان نمی دهندو گاهی هم با نقاب مدارا و تساهل به میدان می آیند اما همین که به قدرت دست پیدا می کنند ذاتن منجر به دو دستگی و حذف و بر خورد های شدید می شوند. تا این جا را می توانید مقدمه ای بر بخش دوم بگیرید که قرار است در سطرهای بعدی پا به متن اش بگذارید :